<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جغرافیا  (نشریۀ انجمن جغرافیایی ایران)</title>
    <link>https://mag.iga.ir/</link>
    <description>جغرافیا  (نشریۀ انجمن جغرافیایی ایران)</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>دگردیسی فضایی سکونتگاه های روستایی پیراشهری مورد: ناحیه شهریار</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_740814.html</link>
      <description>هر نظام فضایی از جمله سکونتگاه‌های روستایی، پیوسته از درون و از بیرون تحت تأثیر عوامل و نیروهای مختلف گوناگون و متعددی (محیطی، اقتصادی-اجتماعی، تاریخی و سیاسی) در حال تغییر و دگرگونی مستمر و پویا است. در این بین سکونتگاه‌های روستایی مستقر در پیرامون مراکز شهری (به ویژه کلان‌شهرها) که همواره در معرض مستقیم و بی‌واسطه ویژگی‌های ساختاری و کارکردی شهر قرار دارند، به طور خاص و فزاینده‌ای با دو گونه چالش اصلی و اساسی مواجه شده‌اند: از یک‌سو، استحاله و فروپاشی تدریجی بافت و کارکرد اصیل و سنتی خود و از سویی دیگر، ایجاد و شکل‌گیری فضاهای مبهم و دوگانه‌ای که نه شهری هستند و نه روستایی. در واقع حاصل نهایی این تغییرات و تحولات شتابان، از هم گسیختگی و گسست عمیق ساختاری-کارکردی نظام سکونتگاهی فضاهای پیراشهری شده است. بر این اساس، پژوهش و مطالعه حاضر با هدف اصلی شناخت و واکاوی دگردیسی‌های فضایی سکونتگاه‌های روستایی پیراشهری با تأکید ویژه بر ناحیه شهریار در بازه زمانی ۱۰ ساله (۱۴۰۰-۱۳۹۰) تهیه و تدوین شده است. روش پژوهش به کار گرفته شده در این مطالعه، توصیفی-تحلیلی است و در این چارچوب کلیه داده‌های مورد نیاز از طریق منابع مختلف جمع‌آوری و استخراج شد. نتایج تحلیل نهایی داده‌ها با روش تصمیم‌گیری چند شاخصه وزنی ترکیبی موسوم به واسپاس (WASPAS) در محیط نرم‌افزار اکسل، به وضوح نشان می‌دهد که از بین کل ۳۳ روستای مورد بررسی و تحلیل، تعداد ۱۴ روستا به طور مشخص و بارز دگردیسی فضایی شدیدتر و بیشتری را در این دهه تجربه کرده‌اند که این امر لزوم توجه و مدیریت هدفمند این روندها را بیش از پیش آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل حکمرانی دوقلوهای دیجیتال شهری در توسعه‌ نظام‌مند شهر هوشمند تهران</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_740815.html</link>
      <description>حکمرانی دوقلوهای دیجیتال با بهره‌گیری از فناوری پیشرفته، نقش حیاتی در توسعه نظام‌مند و پایدار شهرهای هوشمند ایفا می‌کند و مدیریت منابع و برنامه‌ریزی بهینه مناطق شهری را بهبود می‌بخشد. در این راستا، پژوهش باهدف حکمرانی دوقلوهای دیجیتال شهری در توسعه‌ نظام‌مند شهر هوشمند تهران تدوین شده است. رو پژوهش به‌صورت توصیفی - تحلیلی با ترکیب رویکرد فراتحلیل، مرور نظام‌مند و تحلیل مسیر طراحی شده است. در بخش مرور نظام‌مند، ۳۰۵ مقاله منتخب از بین ۶۲۲۶ مقاله اولیه منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲5 با استفاده از پایگاه Scopus و نرم‌افزار PRISMA پالایش شده و سپس با نرم‌افزار VOSviewer تحلیل شدند. متغیرهای پژوهش بر اساس خروجی مرور نظام‌مند تعیین و داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (PLS3) پردازش شدند. جامعه آماری متخصصان و مدیران مرتبط با حوزه شهر هوشمند و دوقلوی دیجیتال شهری بود که نمونه آماری ۹۶ نفر به روش هدفمند انتخاب شد. نتایج مرور نظام‌مند نشان داد که مدیریت داده، امنیت داده و مدل‌سازی شهری بیشترین تأثیر را بر موفقیت حکمرانی دوقلوی دیجیتال دارند و چالش‌هایی مانند فقدان هماهنگی نهادی، کمبود زیرساخت داده‌محور و نبود قوانین شفاف داده‌ای وجود دارد. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که مدیریت و مدل‌سازی داده‌ها برای ارتقای تصمیم‌گیری و پایداری شهری اساسی است و حکمرانی دوقلوهای دیجیتال شهری چارچوب نهادی لازم برای هماهنگی فعالیت‌ها را فراهم می‌کند، هرچند چالش‌هایی نظیر امنیت و یکپارچگی داده‌ها همچنان باقی است؛ بنابراین گذار به سمت دوقلوی دیجیتال کارآمد مستلزم یکپارچگی نهادی، مشارکت شهروندان و استفاده از فناوری‌های هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و رایانش ابری است؛ امری که می‌تواند به افزایش پایداری شهر تهران در آینده منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تاثیرات زیست محیطی توسعه شهری با رویکرد شهر سالم نمونه موردی منطقه 7 کرج</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_740731.html</link>
      <description>توسعه سریع شهری، به‌ویژه در کلان‌شهرها، اگر بدون رویکردهای جامع و یکپارچه برنامه‌ریزی محیط‌زیستی، اجتماعی و اقتصادی انجام گیرد، می‌تواند پیامدهای منفی چندبعدی، عمیق و جبران‌ناپذیری بر سلامت جسمی و روانی شهروندان، کیفیت زندگی شهری و پایداری زیست‌بوم شهری بر جای گذارد. این پیامدها شامل افزایش و تنوع آلاینده‌های هوا و آب، افت کیفیت خاک، کاهش سرانه فضای سبز، تخریب زیستگاه‌های طبیعی، گسترش و تراکم بافت‌های ناکارآمد و فرسوده شهری، تشدید ترافیک و آلودگی صوتی، و نیز افزایش بار مالی و هزینه‌های سلامت عمومی است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی دقیق اثرات زیست‌محیطی توسعه شهری با رویکرد &amp;amp;laquo;شهر سالم&amp;amp;raquo; ـ به عنوان چارچوبی برای ارتقای کیفیت زندگی و تأمین سلامت جامع شهروندان ـ در منطقه ۷ شهر کرج انجام شد. روش تحقیق، توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی با رویکرد همبستگی بوده و برای تحلیل روابط بین مؤلفه‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل کلیه ساکنان منطقه ۷ کرج (۱۲۴٬۶۸۸ نفر) بود که حجم نمونه ۳۵۷ نفر به روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای و متناسب با پراکندگی جمعیتی انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته با روایی صوری و محتوایی تأییدشده و پایایی مطلوب (آلفای کرونباخ &amp;amp;gt; 0.7) گردآوری و با نرم‌افزار SmartPLS تحلیل گردید. نتایج نشان داد شاخص‌های اصلی رویکرد شهر سالم ـ شامل مؤلفه‌های محیط زیستی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی ـ اثر معناداری بر پایداری و کیفیت زندگی شهری دارند (p&amp;amp;lt;0.05). در این میان، بعد زیست‌محیطی با بالاترین ضریب مسیر (&amp;amp;beta;=0.41) قوی‌ترین تأثیرگذاری را بر ارتقای مفهوم شهر سالم داشته و ضرورت ادغام ارزیابی‌های زیست‌محیطی در چرخه سیاست‌گذاری شهری را برجسته می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر انواع مالکیت زمین‌های وقفی، دولتی و خصوصی بر پایداری محیط‌زیست: مطالعه موردی : شهرستان‌ سوادکوه استان مازندران</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_740905.html</link>
      <description>در اکثر جوامع، حق مالکیت و استفاده از زمین به عنوان یک حق اساسی و یک شرط اساسی برای بهره وری اقتصادی ثروت افراد، جوامع و دولت ها تلقی می شود. در برابر مشکلات مالکیت زمین، نیاز به یک واکنش جهانی هماهنگ و منطقی از جمله تغییر در استفاده از منابع و الگوهای مصرف انرژی، اتخاذ تدابیر حقوقی و سیاستی مناسب بین‌المللی و ملی، و اصلاح حقوق و مسئولیت‌های فردی دارند. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر پایداری محیط‌زیست با استفاده ازPLS-SEM پرداخت. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش تحقیق پیمایشی و از نظر ماهیت داده‌ها، صفت اسمی - ترتیبی است. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه روستاییان در مقیاس لیکرت گردآوری شد. جامعه آماری شامل مالکان و بهره‌برداران اراضی شهرستان‌ سوادکوه بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای انجام شد. تعداد 34 روستا انتخاب شد و جمعیت این 34 روستا برابر با 8113 نفر شد. برای تعیین حجم نمونه از فرمول شارل کوکران استفاده شد و حجم نمونه برابر با 383 نفر شد. با استفاده از روش روایی ترکیبی (CR) میزان روایی تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 شد و روایی پرسشنامه تأیید شد. و پایایی آن با آلفای کرونباخ (87/0) سنجیده شدکه میزان پایایی را در حد بسیار بالایی تأیید کرد. یافته ها نشان داد که حاکمیت قانون و نظارت (=0/41&amp;amp;beta;) کیفیت مدیریت زمین (=0/35&amp;amp;beta;)، اندازه و نوع مالکیت (=0/28&amp;amp;beta;)، حمایت آموزشی و فرهنگی (=0/26&amp;amp;beta;) و بستر اقتصادی &amp;amp;ndash; فرهنگی (=0/24&amp;amp;beta;) همگی تأثیرات مثبت و معناداری بر پایداری محیط زیست دارند. نتایج نشان داد که مدل توانست 69% از واریانس شاخص پایداری محیط زیست دارند. مدل توانست 69% از واریانس شاخص پایداری محیط زیست را تبیین کند. یافته ها بر اهمیت رویکرد جامع در سیاست گذاری های زیست محیطی تأکید دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روند تغییرات دما و بارش در شمال‌شرق ایران و ارتباط آن با غلظت جهانی CO₂</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_740755.html</link>
      <description>مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان، از جمله شمال‌شرق ایران، به دلیل محدودیت منابع آب و وابستگی شدید به فعالیت‌های کشاورزی، از آسیب‌پذیرترین نواحی در برابر تغییرات اقلیمی به شمار می‌آیند. از این‌رو، تحلیل علمی روند تغییرات هیدرواقلیمی و بررسی ارتباط آن با عوامل جهانی نظیر افزایش غلظت دی‌اکسیدکربن، برای تدوین راهبردهای سازگاری و مدیریت پایدار منابع طبیعی ضروری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل روند تغییرات دما و بارش و تبیین ارتباط آن با غلظت جهانی CO₂ در دوره سی‌ساله ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۴ در شمال‌شرق ایران انجام شد.در این پژوهش، داده‌های ماهانه، فصلی و سالانه ۱۶ ایستگاه همدید سازمان هواشناسی کشور مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل روند، از آزمون ناپارامتریک من‌کندال، برآوردگر شیب سن و رگرسیون خطی بهره گرفته شد و به‌منظور مقایسه تغییرات، آزمون T زوجی نیز به کار رفت. همچنین، همگنی سری‌های زمانی با آزمون‌های Pettitt، SNHT و Buishand ارزیابی و تحلیل فضایی روندها با روش درون‌یابی وزنی معکوس فاصله (IDW) در محیط ArcGIS انجام شد. افزون بر این، برای شناسایی الگوهای فضایی-اقلیمی، تحلیل خوشه‌ای سلسله‌مراتبی بر پایه چهار متغیر اقلیمی اجرا گردید.نتایج نشان داد که ۱۵ ایستگاه از ۱۶ ایستگاه (۹۳.۷۵ درصد) دارای روند افزایشی معنادار دما در سطح ۰.۰۵ هستند. بیشترین نرخ گرمایش در ایستگاه‌های قائن، طبس، تربت‌جام و سرخس مشاهده شد، در حالی‌که ایستگاه قوچان تنها ایستگاه با روند کاهشی و غیرمعنادار بود. بارش سالانه در اغلب ایستگاه‌ها روندی کاهشی داشت که در برخی ایستگاه‌ها معنادار بود. همچنین، بین دمای منطقه و غلظت جهانی CO₂ رابطه‌ای مثبت و معنادار مشاهده شد. نتایج خوشه‌بندی، ایستگاه‌ها را در سه خوشه اقلیمی متمایز قرار داد. رویکرد یکپارچه این پژوهش، چارچوبی مناسب برای شناسایی نواحی آسیب‌پذیر و پشتیبانی از برنامه‌ریزی سازگاری اقلیمی در شمال‌شرق ایران فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ویژگی‌های ابرناکی مرتبط با رخدادهای بارش سنگین در شمال غرب ایران با استفاده از داده‌های بازکاوی ERA5</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_738993.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف تحلیل ویژگی ‌های ابرناکی مرتبط با رخداد های بارش سنگین در شمال غرب ایران انجام شد. برای این منظور، داده‌ های روزانه بارش از ۱۹ ایستگاه همدیدی واقع در منطقه مطالعه طی دوره ۲۰ ساله (۲۰۰۰&amp;amp;ndash;۲۰۱۹) به کار گرفته شد. به ‌منظور ارزیابی ویژگی‌های ابرناکی، داده‌های بازتحلیل ERA5 دریافت و برای تحلیل رخدادهای بارش سنگین، روزهایی که معیارهای شدت (صدک ۹۹ بارش) و گستردگی مکانی (پوشش حداقل ۳۰ درصد ایستگاه‌ها) را برآورده می‌کردند، شناسایی شدند. برای هر رخداد شناسایی ‌شده، سه شاخص ابرناکی شامل شدت پوشش ابر (TCC)، گستردگی فضایی ابر بر اساس مساحت منطقه با (TCC &amp;amp;ge; 0.7) و همچنین الگوی فضایی مرکز جرم پوشش ابر محاسبه شد. نتایج اعتبار سنجی ERA5 با استفاده از داده‌های MERRA-2 نشان داد که این پایگاه عملکرد مناسبی در بازنمایی ویژگی‌ های ابرناکی مرتبط با رخدادهای بارش سنگین دارد. بر اساس تحلیل‌ها، در ۵۰ درصد از رخدادهای بارش سنگین، مرکز جرم الگوی فضایی ابرها در جنوب شرق ایستگاه تبریز قرار داشت و در همان نسبت، گستردگی فضایی ابر (TCC &amp;amp;ge; 0.7) برابر با ۱ و پوشش ابری کامل (۱۰۰ درصد) ثبت شد. بیشینه پوشش مکانی ابر در میان ۱۶ رخداد بارش سنگین مربوط به رخداد ۰۳/۰۲/۲۰۰۶ بود، در حالی‌ که کمینه گستردگی فضایی ابر برابر با 43/0 در رخداد ۳۰/۰۳/۲۰۱۸ مشاهده شد. تحلیل رخدادمحور ابرناکی می‌تواند درک دقیق‌تری از نقش ساختار فضایی سامانه‌های ابری در شکل‌گیری بارش‌های سنگین منطقه فراهم کند. هم‌زمانی بیشینه گستردگی ابرناکی با رخداد های بارش سنگین شدید، بیانگر اهمیت پوشش ابری پیوسته در تشدید بارش‌هاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات ا قتصادی و اجتماعی و نقش اقامتگاه‌های ثانویه بر نواحی روستایی مورد مطالعه: روستاهای شهرستان آستارا</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_740729.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی کاملی از تأثیرات توسعه اقامتگاه‌های ثانویه بر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی مناطق روستایی شهرستان آستارا می‌پردازد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی - تحلیلی می‌باشد. اطلاعات و داده‌های مورد نیاز در مورد اثرات اقتصادی و اجتماعی اقامتگاه‌های ثانویه از طریق مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای، جمع‌آوری گردید. جامعه آماری این تحقیق ، روستاهای شهرستان آستارا است. نمونه آماری ، با استفاده از فرمول کوکران و به تعداد 358 نفر تعیین شد. داده‌ها از طریق پرسش‌نامه گردآوری و با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای SPSS و Excel تحلیل شد. در بخش آمار استنباطی نیز پس از اثبات نرمال بودن توزیع با استفاده از آزمون کولمگروف - اسمیرنوف، تحلیل تمامی فرضیات از آزمون تی تک نمونه‌ای انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین تأثیر گسترش اقامتگاه‌های ثانویه مربوط به اثرات اقتصادی (درآمد) با میانگین 43/3 و کمترین تأثیر را اثرات اجتماعی (آموزش) با میانگین 99/1 داشته است.یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که شکل‌گیری و گسترش پدیده اقامتگاه‌های ثانویه تأثیرات چشمگیری بر دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی داشته است یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که شکل‌گیری و گسترش پدیده اقامتگاه‌های ثانویه تأثیرات چشمگیری بر دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی داشته است و نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی مدیران و سیاست‌گذاران محلی در راستای مدیریت توسعه اقامتگاه‌های ثانویه در نواحی روستایی باشد. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود ضمن بهره‌گیری از ظرفیت اقامتگاه‌های ثانویه برای افزایش درآمد و اشتغال ساکنان محلی، با تقویت مشارکت جامعه محلی و توجه به زیرساخت‌ها و خدمات اجتماعی، به‌ویژه خدمات آموزشی، زمینه کاهش پیامدهای منفی و تحقق توسعه متوازن و پایدار روستایی فراهم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تجربی نقش شبکه ارتباطی کنشگران در موفقیت تجدید حیات شهری (مطالعه موردی: شهر نکا)</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_737197.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ارزیابی تجربی نقش شبکه ارتباطی کنشگران در موفقیت تجدید حیات شهری با رویکرد توسعه درون‌زا در شهر نکا است. پژوهش حاضر با استفاده از روش پیمایشی-تحلیلی انجام شد و جامعه آماری شامل ۵۰ نفر از کنشگران دولتی، خصوصی، دانشگاهی و سازمان‌های مردم‌نهاد بود. نمونه‌گیری به روش در دسترس صورت گرفت و داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه ساخت‌یافته جمع‌آوری شد. پرسش‌نامه شامل چهار بخش اصلی: ظرفیت‌های سازمانی و تشکیلاتی، ظرفیت‌های قانونی و مقرراتی، ظرفیت‌های مالی و انسانی، و شبکه ارتباطی و همکاری میان کنشگران بود. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ ۰.۹۲ تأیید شد و صحت ساختاری داده‌ها با تحلیل عاملی اکتشافی مورد تأیید قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که ظرفیت مالی و انسانی بیشترین نقش را در توانمندسازی کنشگران برای تحقق اهداف تجدید حیات شهری دارند و ظرفیت‌های قانونی و ساختاری به‌عنوان عوامل تسهیل‌گر اثرگذار هستند. شبکه ارتباطی میان کنشگران شامل سه بعد اصلی ارجاع، همکاری و اعتماد است که تعامل هماهنگ میان آن‌ها موفقیت مداخلات بازآفرینی را تضمین می‌کند. همچنین، نوع سازمان کنشگر تفاوت معناداری در میزان بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و ارزیابی شبکه ارتباطی ایجاد می‌کند، به‌گونه‌ای که بخش خصوصی و دانشگاهی نسبت به گروه دولتی دیدگاه متفاوتی دارند. نتیجه‌گیری پژوهش نشان می‌دهد که شبکه ارتباطی منسجم و ظرفیت نهادی توانمند، پایه‌ای اساسی برای موفقیت برنامه‌های بازآفرینی شهری است و تمرکز بر تقویت منابع مالی، نیروی انسانی متخصص، شفافیت وظایف و هماهنگی میان‌بخشی، اثربخشی سیاست‌های توسعه درون‌زا را تضمین می‌کند. نتیجه‌گیری پژوهش نشان می‌دهد که شبکه ارتباطی منسجم و ظرفیت نهادی توانمند، پایه‌ای اساسی برای موفقیت برنامه‌های بازآفرینی شهری است و تمرکز بر تقویت منابع مالی، نیروی انسانی متخصص، شفافیت وظایف و هماهنگی میان‌بخشی، اثربخشی سیاست‌های توسعه درون‌زا را تضمین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل ساختاری پیشرانهای مؤثر بر افزایش انزوای اجتماعی شهروندان با رویکرد آینده پژوهی: مطالعه موردی شهر اردبیل</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_739092.html</link>
      <description>با گسترش مدرنیته و فرایند فردگرایی و چندپارگی اجتماعی، میزان انزوای اجتماعی همواره یکی از موضوعات حساس برای ارزیابی کیفی محیط انسانی به‌خصوص شهرها بوده است.این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت از نوع توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر روش آیندهپژوهی می‌باشد. هدف اصلی این پژوهش نیز شناسایی عوامل موثر و اصلی شهر اردبیل در افزایش انزوای اجتماعی می‌باشد. در این تحقیق برای شناسایی متغیرهای کلیدی موثر بر افزایش انزوای اجتماعی، پس از مطالعه اسناد بالادستی، استفاده از روش دلفی دو مرحله‌ای و استفاده از نرم افزار میک مک بوده است. داده‌های مورد تحلیل شامل 33 متغیر به‌عنوان متغیرهای اولیه موثر بر انزوای اجتماعی می‌باشد. با استفاده از نرم افزار میک‌مک مشخص گردید که 9 متغیر به‌عنوان پیشران افزایش انزوا اجتماعی شناسایی گردید. متغیرهای پراکنش نامتوازن خدمات شهری، بیکاری و فشار اقتصادی 3 متغیر اصلی با بالاترین تاثیر بوده است. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که الگوی شکل‌گیری و تشدید انزوای اجتماعی در شهر اردبیل در چارچوبی چندبعدی و ساختاری قابل مشاهده است؛ به‌گونه‌ای که مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، فضایی، مدیریتی و اجتماعی بر کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای شهری اثر می‌گذارند و باعث شکل‌گیری نابرابری در دسترسی شهروندان به فرصت‌های تعامل اجتماعی شده و این موضوع در برخی محلات به کاهش حضور اجتماعی و افت سرزندگی شهری منجر می شود.اما در مقابل، اگر سیاست‌های شهری به سمت تقویت عدالت فضایی، توسعه فضاهای عمومی، ارتقای امنیت اجتماعی و ایجاد فرصت‌های اقتصادی محلی حرکت کند، می‌توان مسیر آینده شهر اردبیل را به سمت افزایش تعاملات اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی تغییر داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست تکنیک های چندشاخصه جهت تحلیل فضایی خدمات منتخب شهری (مطالعه موردی: کلانشهر اهواز)</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_739093.html</link>
      <description>خدمات شهری از ابعاد حیاتی برنامه‌ریزی شهری است و کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار می دهد و نقش مهمی در تقویت توسعه شهری و نیل به توسعه پایدار شهری و منطقه ای ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف کاربست تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه جهت تحلیل فضایی خدمات منتخب شهری در کلانشهر اهواز انجام شده است. برای نیل به این هدف از تکنیک های ماباک و کوکوسو استفاده شده است. داده های پژوهش از آمارنامه 1402 کلانشهر اهواز اخذ شده است. داده های پژوهش توسط مدل آنتروپی وزن دهی شده اند و در تکنیک های ماباک و کوکوسو به کار گرفته شده اند. بعد از تحلیل مقایسه ای نابرابری های خدمات منتخب شهری در مناطق هشت گانه شهر اهواز، مقایسه ای بین مدل های ماباک و کوکوسو صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که براساس میزان امتیاز نهایی تکنیک ماباک منطقه سه کلانشهر اهواز با کسب امتیاز (0/1608) بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. امتیاز نهایی منطقه یک (0/1557) و میزان امتیاز نهایی منطقه هشت (0/1545) بوده است و این مناطق بعد از منطقه 3 بیشترین امتیازات را داشته اند و منطقه چهار با کسب امتیاز (0/1372-) کمترین امتیاز را از آن خود نموده است. خروجی نهایی مدل کوکوسو نشان می دهد که منطقه سه کلانشهر اهواز با کسب امتیاز (2/719) بیشترین امتیاز را از آن خود نموده است و منطقه چهار با کسب امتیاز (1/324) و منطقه دو شهری با کسب امتیاز (1/425) کمترین امتیازات را به دست آوردند. خروجی هر دو مدل ماباک و کوکوسو عدم تعادل و نابرابری مناطق هشت گانه شهری را در دست یابی به خدمات شهری نشان می دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و مقایسه مدل‌های یادگیری عمیق CNN و GMDH در پهنه‌بندی خطر سیلاب با رویکرد وزن‌دهی فازی (مطالعه موردی: حوضه کرگانرود در تالش)</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_740958.html</link>
      <description>سیلاب یکی از مهم‌ترین و مخرب‌ترین مخاطرات طبیعی است که هر ساله خسارات گسترده‌ای به منابع طبیعی، زیرساخت‌ها و سکونتگاه‌های انسانی وارد می‌کند. شناسایی و پهنه‌بندی مناطق مستعد سیلاب، نقش مهمی در مدیریت ریسک، برنامه‌ریزی کاربری اراضی و کاهش خسارات ناشی از این پدیده دارد. هدف این پژوهش، مدل‌سازی و پهنه‌بندی حساسیت سیلاب در حوضه آبریز گرگانرود با استفاده از تلفیق روش وزن شواهد فازی (Fuzzy-WofE) و الگوریتم‌های یادگیری عمیق CNN-sim و GMDH است. بدین منظور، ۱۴ عامل مؤثر شامل ارتفاع، شیب، بارش، فاصله از رودخانه، تراکم زهکشی، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، شاخص توان آبراهه (SPI)، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، شاخص رطوبت (NDMI)، انحنا، فاصله از جاده، لیتولوژی، کاربری اراضی و بافت خاک مورد بررسی قرار گرفت. پس از محاسبه وزن‌های اولیه به روش وزن شواهد و فازی‌سازی داده‌ها با روش Min-Max، لایه‌های اطلاعاتی به‌عنوان ورودی مدل‌های CNN-sim و GMDH مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج تحلیل وزن عوامل نشان داد که ارتفاع با وزن فازی ۱، بارش با وزن ۰٫۸۷۹۳ و شاخص توان آبراهه با وزن ۰٫۸۵۴۶ مهم‌ترین عوامل مؤثر بر وقوع سیلاب در منطقه هستند، در حالی که بافت خاک با وزن فازی صفر از فرآیند مدل‌سازی حذف شد. ارزیابی عملکرد مدل‌ها نشان داد که مدل CNN-sim با مقادیر دقت ۰٫۸۴۴۸، معیار F1 برابر ۰٫۸۵۲۵ و سطح زیر منحنی ROC معادل ۰٫۹۲۷۴ عملکرد بهتری نسبت به مدل GMDH با دقت ۰٫۶۲۰۷ و AUC برابر ۰٫۸۴۷۶ دارد. بررسی نقشه حساسیت سیلاب حاصل از مدل CNN-sim نشان داد که ۵۱٫۶۶ درصد از نقاط سیلابی تاریخی در کلاس &amp;amp;laquo;خیلی خطرناک&amp;amp;raquo; و ۲۱٫۶۷ درصد در کلاس &amp;amp;laquo;خطرناک&amp;amp;raquo; قرار گرفته‌اند. همچنین حدود ۷۳٫۳۳ درصد از رخدادهای سیلاب ثبت‌شده در دو طبقه خطرناک و خیلی خطرناک متمرکز شده‌اند که بیانگر توان بالای مدل در شناسایی مناطق مستعد سیلاب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر اثرات خشکسالی بر ابعاد توسعه پایدار در نواحی روستایی از دیدگاه ساکنین محلی (مطالعه موردی بخش صابری، شهرستان نیمروز)</title>
      <link>https://mag.iga.ir/article_741195.html</link>
      <description>خشکسالی یکی از مهم‌ترین مخاطراتی است که جامعه روستایی را با معضلات بسیار زیادی مواجه ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی اثرات خشکسالی بر خانوارهای روستایی از دیدگاه ساکنین محلی در بخش صابری، شهرستان نیمروز است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش انجام، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش؛ روستاهای بخش صابری شهرستان نیمروز است که در سرشماری عمومی و نفوس و مسکن سال 1395 دارای 5669 خانوار و 22324 نفر می باشد . با استفاده از فرمول کوکران 378 نمونه انتخاب شد. روایی ابزار تحقیق با بررسی کارشناسان و اساتید مربوطه، مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با 81/0 بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق از آزمون های T تک نمونه‌ای، ضریب همبستگی پیرسون، ضریب همبستگی اسپیرمن، تحلیل واریانس یکطرفه، آزمون تعقیبی توکی و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. نتایج آزمون تی تک نمونه‌ای نشان داد که بعد اقتصادی با میانگین 867/2، بعد اجتماعی با میانگین 917/2 و بعد زیست محیطی با میانگین 869/2 پایین‌تر از حد مطلوب ارزیابی شده است. به منظور بررسی اثرات خشکسالی بر توسعه پایدار روستایی در روستاهای بخش صابری از آزمون تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج آزمون نشان داد که خشکسالی بیشترین تاثیر را بر بعد اقتصادی با مقدار بتای 393/0داشته است. همچنین اثرات خشکسالی بر بعد اجتماعی با مقدار بتای 163/0 و بر بعد زیست محیطی با مقدار بتای 264/0 جشمگیر بوده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد رضایت مالکان بزرگ از درآمد نسبت به مالکان کوچک و متوسط کمتر است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
